آروین و فروشگاه لباس
امروز من و بابایی تصمیم گرفتیم بریم فروشگاه و برا پسر خوشگلمون لباس بگیریم آروین کوچولو رو آماده کردیم و به راه افتادیم .تازه به فروشگاه رسیده بودیم که آروین گل ما شروع کرد به گریه من و بابایی سعی کردیم آرومت کنیم که نشد که نشد و تو بدتر جیغ می زدی و شیر می خواستی آخر سر هم یکی از خانم فروشنده ها برا مامانی یه جای خلوت پیدا کرد و صندلی آورد تا من بهت شیر بدم . مامانی خیلی خجالت می کشید ولی بابایی گفت مهم آروین ماماست زود به پسر من شیر بده پسر خوشگل من وقتی شیرش رو خورد با مامان و باباش دو ساعت گشتند و برا آروین و مامانی خرید کردند اینم مامان و آروین تو فروشگاه ...
نویسنده :
لیلا و علی
8:45









